تاریخ، جغرافیا و جامعه‌شناسی

مفهوم «غیبت» را بیان کنید .

مفهوم «غیبت» را بیان کنید. 

مفهوم «غیبت» را بیان کنید. 

 

برخی افراد تلقی درستی از غیبت امام ندارند و یا به مفاهیم نادرستی در این باره اعتقاد دارند. از جمله آنها فرقه شیخیه است که بر خلاف اجماع شیعیان دوازده امامی معتقدند، امام مهدی علیه‌السلام در دوران غیبت در جایی غیر از این کره خاکی (عالم هورقلیا!) زندگی می‌کند و در حال حاضر در روی کره زمین جایگاه و مسکنی ندارند!

باید دانست که غیبت در نقطه مقابل ظهور است؛ به عبارت دیگر غیبت به معنای عدم ظهور است، نه عدم حضور. این بدان معناست که امام غایب همانند سایر مردمان در جامعه زندگی می‌کند، در میان مردم حضور و رفت‌و‌آمد دارند و بر اعمال آنان ناظر و آگاه می‌باشند؛

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند:
به پروردگار علی سوگند! حجت خدا در میان آنان است. در کوچه و بازارشان گام برمی‌دارد؛ بر خانه‌های آنان وارد می‌شود؛ در شرق و غرب عالم به سیاحت می‌پردازد ؛ گفتار مردمان را می‌شنود ، بر اجتماعات ایشان وارد می‌شود و سلام می‌دهد.[۱]

از جمله مسائلی که پیرامون مهدویت مطرح است، مسأله چگونگی غیبت آن حضرت می‌باشد؛ بدین معنا که آیا دیده‌نشدن آن حضرت همان ناپیدایی و غیبت جسمی است، یا به معنای ناشناسی و غیبت معرفتی می‌باشد.

 

انواع غیبت

۱.غیبت معرفتی

غیبت معرفتی، همان نشناختن ایشان به عنوان امام زمان علیه‌السلام است. در این فرض امام زمان از دید معرفتی ما مخفی است؛ یعنی آن حضرت به‌طور عادی زندگی می‌کند و مردم کوچه و بازار او را ملاقات کرده و با او نشست و برخاست و معاشرت می‌کنند و حضرت با مردم هم‌دم و هم‌صحبت می‌شود، ولی مردم شناخت و معرفت به اینکه، این شخص امام زمان است، ندارند؛ به عبارت دیگر، حکمت الهی چنین اقتضا کرده که حضرت به وسیله ناشناس ماندن از خطرات احتمالی ستمگران و ظالمان در امان بماند. روایاتی بر این نظریه دلالت دارند؛ مانند:

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

«در صاحب این امر  سنّت‌هایی از پیامبران است… و سنّتی که از یوسف علیه‌السلام دارد، مستور بودن است؛ خداوند بین او و مردم حجابی قرار می‌دهد؛ به‌طوری‌که او را می‌بینند، ولی نمی‌شناسند».[۲]

 

2. غیبت جسمانی به دلیل نامرئی‌بودن

به این معنا که امام روی همین زمین است و اینجا زندگی می‌کند و به جاهای مختلف می‌رود و از احوالات و رفتار شیعیان مطلع می‌شود و آنها را مورد عنایت و لطف خود قرار می‌دهد، ولی هیچ‌کس وجود حضرت را با چشمان ظاهری نمی‌بیند؛ چنان‌که حضرت خضر چنین است؛ امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید:

«خضر آب حیات نوشیده، تا نفخ صور زنده است، او به نزد ما می‌آید و سلام می‌دهد، ما صدای او را می‌شنویم… و در هر سال در مراسم حج حاضر است… ولی ما او را نمی‌بینیم».[۳]

این نوع اختفا که همان ناپیدایی است، با اختفا به‌صورت ناشناس‌بودن، فرق دارد؛ زیرا اختفا به‌صورت ناشناسی به صورت عادی صورت می‌گیرد و هیچ‌گونه مانعی ندارد و اما استتار به شکل نامرئی‌بودن، نیاز به اعجاز دارد، تا حضرت در حین حضور، دیده نشوند.

 

3. غیبت جسمانی به دلیل تصرّف در چشمان مردم

در این فرض ناپیدایی امام مهدی علیه‌السلام، به دلیل دخل و تصرّف ایشان در چشمان مردم است. در این مورد نیز نیاز به اعجاز و قدرت الهی است تا در حین حضور و ظهور امام در میان مردم و اجتماعات، دیده نشود.

در قرآن کریم و روایات به مواردی اشاره شده که با معجزه الهی، افرادی نمی‌توانستند، یک موجود قابل دیدن را مشاهده نمایند؛ مانند آیه «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ؛ پیش روی آنان سدّی قرار دادیم، و در پشت سرشان سدّی و چشمانشان را پوشانده‌ایم، لذا نمی‌بینند».[۴] از عبدالله‌بن‌مسعود درباره این آیه نقل شده که قریش کنار در خانه رسول اکرم جمع شدند، آن حضرت از منزل بیرون آمده و بر سر آنان خاک پاشیدند و آنها حضرت را نمی‌دیدند و…[۵]

در آیه دیگر می‌فرماید: «وقتی قرآن می‌خوانی، بین تو و کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، پرده‌ای پوشیده قرار می‌دهیم».[۶]

در نتیجه معجزه به دو صورت متصوّر است، یا در بیننده اثر می‌گذارد، یا در دیده شده که در هر دو صورت، شخص از ادراک واقعیتی که پیش روی او نهاده شده است، عاجز می‌شود.

هر دو صورت غیبت در امام متصوّر است، اما آنچه مورد تأیید روایات است، نوع اوّل غیبت (غیبت معرفتی) است؛ یعنی امام زمان به‌طور عادی در میان ما زندگی می‌کند، ولی ما او را نمی‌شناسیم. اگر چه برخی قایلند که هر دو صورت غیبت در رابطه به امام زمان قابل قبول است.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر

• نهضت و انقلاب مهدی، سیّد محمدباقر صدر.

پی‌نوشت‌ها

۱. الغیبه، نعمانی، ص۲۴۴؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۸، ص۷۲.
۲. کمال‌الدین، شیخ صدوق، ج۲، ص۳۵۱، باب۳۳، ح۴۶.
۳. همان، ص۳۹۰.
۴. یس: ۹.
۵. زادالمعاد، علامه مجلسی، ج۲، ص۵۲.
۶. اسرا: ۴۵.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن